@عمودى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عمودى پله کان عمودى پنجره عمودى خوابگاه چوب عمودى چهارچوب درب بحالت عمودى برش عمودى به طور عمودى به طور عمودى از زمين بلند شدن تراورس عمودى تير بزرگ عمودى شيروانى تير عمودى چارچوپ تير عمودى دروازه تير عمودى عقب کشتى ... به طور عمودى زيرپايه گذارده ... ... يا آلت عمودى ميان قسمت ... جيب عمودى درجهت درز لباس حالت عمودى خط عمودى خط عمودى بر روى صفحه قطب نما خطوط موازى عمودى داراى بريدگى هاى عمودى داراى محور اصلى عمودى در بيليارد ضربه عمودى راه رونده با بدنى راست و عمودى ... و رشته هاى عمودى را از لاى ... ريشه عمودى اصلى واژه هاى شامل عمودى ـ (29) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}