@عنوان@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عنوان پذيرفتن به عنوان همکار ... اى که به عنوان ستون يا پايه ... ... که به عنوان وظيفه انجام ... ... که به عنوان بتونه قاب ... ... هنر به عنوان علائم مخصوص بدون عنوان ... بردن آن به عنوان غنيمت و نشانه ... به عنوان الگو به کار بردن به عنوان داور مسابقات ... به عنوان رئيس تشريفات عمل کردن به عنوان مثال به عنوان نمونه به کار بردن به عنوان نمونه يا سرمشق ... به عنوان همقطار پذيرفتن به عنوان والدين عمل کردن به عنوان يادداشت و براى ... به هيچ عنوان ... _ به عنوان واحد انتقال ... ... که به عنوان ميز تحرير ... ... که به عنوان عايق گرما ... جمله عنوان حضور در محلى به عنوان اعتراض ... که به عنوان داروى مسکن ... داراى عنوان داراى عنوان قرمز کردن واژه هاى شامل عنوان ـ (63) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}