@عوض@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عوض کهنه ى بچه را عوض کردن با هم عوض کردن با هم عوض کردنى به عوض بى عوض جاى چيزى را عوض کردن جريان را عوض کردن در عوض دنده عوض کن طبيعت يا ماهيت چيزى را عوض کردن عوض کردن عوض کننده عوض دادن عوض دار عوض دهنده عوض شدن عوض نشده عوض و بدل لغات متنى را عوض کردن ورق عوض نکردن