@عيد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عيد ... آغاز مراسم عيد در بخارى ... اولين يکشنبه بعد از عيد پاک ايام عيد تولد عيسى تعطيلات عيد پاک جمعه قبل از عيد پاک روز بعد از عيد نزول روح القدس ... سرودشب عيد ميلاد مسيح سه روز اول ايام عيد گلريزان شب عيد عيد پاک عيد پنجاهه عيد گرفتن عيد گلريزان عيد اولياء عيد تبشير عيد فرشته ميکائيل عيد فصح عيد فطر عيد فطير عيد مخصوص مريم باکره عيد ميلاد مسيح عيد نزول روح القدس ... عيد نوئل ... نمايشات مخصوص عيد تولد مسيح وابسته به عيد
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}