@عکاسى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عکاسى ... که فيلم عکاسى را براى ... چراغ تاريکخانه عکاسى گراور سازى از روى شيشه عکاسى گراور سازى به وسيله عکاسى ... بوده و لوازم عکاسى در آن حرکت ... اطاقک تاريک جعبه عکاسى به وسيله عکاسى گراور سازى کردن ... ظاهر شده عکاسى به وسيله ... دواى ثبوت عکاسى دوربين عکاسى دوربين مخصوص عکاسى از فواصل دور دوربين يا جعبه عکاسى رونوشت بردارى به وسيله عکاسى عکاسى به وسيله املاح پلاتين عکاسى رنگى عاشق عکاسى عدسى دوربين عکاسى داراى کانون ... فلاش عکاسى فيلم عکاسى لامپ پر نور عکاسى لامپ پرنور عکاسى و فيلمبردارى لامپ پرنور فلاش عکاسى لامپ عکاسى لوازم عکاسى ... ديافراگم دوربين عکاسى واژه هاى شامل عکاسى ـ (29) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}