@عکاسى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عکاسى ... که فيلم عکاسى را براى ... چراغ تاريکخانه عکاسى گراور سازى از روى شيشه عکاسى گراور سازى به وسيله عکاسى ... بوده و لوازم عکاسى در آن حرکت ... اطاقک تاريک جعبه عکاسى به وسيله عکاسى گراور سازى کردن ... ظاهر شده عکاسى به وسيله ... دواى ثبوت عکاسى دوربين عکاسى دوربين مخصوص عکاسى از فواصل دور دوربين يا جعبه عکاسى رونوشت بردارى به وسيله عکاسى عکاسى به وسيله املاح پلاتين عکاسى رنگى عاشق عکاسى عدسى دوربين عکاسى داراى کانون ... فلاش عکاسى فيلم عکاسى لامپ پر نور عکاسى لامپ پرنور عکاسى و فيلمبردارى لامپ پرنور فلاش عکاسى لامپ عکاسى لوازم عکاسى ... ديافراگم دوربين عکاسى واژه هاى شامل عکاسى ـ (29) : 1 , 2