@عکس@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عکس ظاهر کننده عکس ... درست ولى واقعاً عکس آن عکس چاپى عکس از روى چاپ سنگى برداشتن عکس العمل عکس العمل سياسى عکس العمل شناسى عکس العمل غير ارادى عکس العمل نشان دادن عکس باسمه اى روغنى عکس برگردان عکس بردار عکس بردارى از سايه عکس بردارى از ستارگان ... عکس بردارى از مغز با اشعه مجهول عکس بردارى برجسته نما و سه بعدى عکس بردارى به وسيله ... عکس بردارى و کپى بردارى ... عکس برداشتن از عکس بزرگ شده عکس خورشيد عکس ذره بينى از اجسام خيلى ريز عکس راديويى عکس رنگى عکس رنگى که به وسيله ... واژه هاى شامل عکس ـ (72) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}