@عکسبردارى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه عکسبردارى چاپ به وسيله عکسبردارى دستگاه عکسبردارى از آفتاب دستگاه عکسبردارى از اسناد دوربين مخصوص عکسبردارى از خورشيد عکسبردارى کردن عکسبردارى اکتشافى عکسبردارى از شبکيه چشم عکسبردارى از مسافات دور عکسبردارى با اشعه ايکس عکسبردارى به وسيله چاپ سنگى عکسبردارى به وسيله اشعه مجهول عکسبردارى راديو عکسبردارى راديويى ... از روى عکسبردارى با اشعه ... قيافه گيرى براى عکسبردارى