@غده@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غده ماده فعاله قشر غده فوق کليه ماده محرک غده جنسى مربوط به چند غده مربوط به غده صنوبرى مربوط به غده فوق کليوى مشتق از غده يا ترشح غدد ... مغز غده منسوب به بافت غده اى و لنفاوى موثر در غده جنسى نوک غده ... قسمت مرکز غده فوق کليه ... وابسته به غده وابسته به غده بزاق زير گوش وابسته به غده تيموس وابسته به غده درقى وابسته به غده شناسى وابسته به قشر غده ى فوق کليه ورم خوش خيم بافت غده اى ورم غده اى ورم غده هاى خلطى ورم غده هاى لنفاوى واژه هاى شامل غده ـ (71) : 1 , 2 , 3