@غذا@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غذا نوعى چاشنى غذا و سالاد نوعى دسر غذا که به جاى ... نوعى غذا که با گوشت ... هم غذا وابسته به گوارش يا هضم غذا وابسته به غذا و پخت و پز ويتامين به غذا زدن يک دهن غذا يک ظرف غذا يک لقمه غذا يک نوع چاشنى غذا يک نوع غذا خورى واژه هاى شامل غذا ـ (62) : 1 , 2 , 3