@غربى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غربى کاکتوس هند غربى اهل جنوب غربى ايوان غربى کليسا باختر غربى باد جنوب غربى ... زمستانى سواحل غربى آفريقا باد شمال غربى باد غربى به سوى جنوب غربى به طرف شمال غربى تمدن غربى را پذيرفتن توفان يا تند باد جنوب غربى ... واقع در هند غربى و جنوب فلوريدا جزاير هند غربى واقع بين ... ... هلن درجنوب غربى آفريقا جنوب غربى خرچنگ بزرگ آمريکاى غربى روبشمال غربى زبان رايج درشمال غربى پاکستان سمو غربى ... و بيشتر زبان هاى غربى ... اروپا در نيمکره غربى شمال غربى ... در شمال غربى آسياى صغير طوفان شمال غربى واژه هاى شامل غربى ـ (36) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}