@غرق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غرق درعالم تخيل و اوهام غرق شدن غرق کردن غرق کردن در غرق کردنى يا شدنى غرق کشتى غرق افکار شاعرانه کردن غرق در افکار غرق در اندوه غرق در انديشه غرق در خوشحالى کردن غرق در خويش غرق شکوفه غرق شد غرق شدن غرق شدن در افکار غرق شده