@غريق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غريق کمربند نجات غريق ... براى نجات غريق بر روى ... عضو دسته نجات غريق و امثال آن ... براى نجات غريق به کار ... لاستيک نجات غريق لباس نجات غريق مامور نجات غريق نجات غريق وسيله نجات غريق وسيله نجات غريق که به ... وسيله نجات غريق و غيره