@غسل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غسل آئين غسل تعميد و نامگذارى حوض غسل تعميد دهنده ى غسل تعميد غسل ارتماسى دادن غسل تعميد غسل تعميد به وسيله آب پاشى غسل دادن وابسته به حوض غسل تعميد وابسته به غسل تعميد