@غشاء@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غشاء اتساع غشاء پروتوپلاسم گياهى داراى دو غشاء سلولى داراى سه غشاء سلولى ابتدايى داراى غشاء پرده داراى غشاء يا شامه مومى درونى ترين غشاء پوششى رگها ... غشاء پوششى غشاء جنينى غشاء خارجى سفيده ياخته غشاء خارجى قلب غشاء داخلى جنين غشاء دار غشاء زجاجى غشاء سروزى غشاء سلولى غشاء مايى ريوى غشاء مغناطيسى غشاء ميانى پوست غشاء نازک غشاء نازک مغناطيسى ورم غشاء مخاطى بينى ورم غشاء مخاطى بينى و حلق ... دو پايه غشاء نازک تخمدان ... ... که زير غشاء خارجى بدنه ...
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}