@غلاف@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غلاف پيه غلاف عصب چاقوى غلاف دار از غلاف بيرون کشيدن از غلاف در آوردن ته غلاف داراى غلاف مخ دار ... بين برگ و غلاف قرار دارد غلاف گل غلاف کردن غلاف آور غلاف باقلا غلاف حيله گردان غلاف دار غلاف سبوس غلاف شدگى غلاف شمشير غلاف ميوه غلاف نخود غلاف يا کاسه گل قشر ميانى غلاف ميوه ... چربى که غلاف بعضى اعصاب ... مصالح مخصوص غلاف يا پوشش معاء غلاف وابسته به معاء غلاف