@غول@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غول پهلوان غول آساى ليبى ... چيز غول پيکر و گنده آدم غول پيکر آدم غول آسا جانور غول آسا درخت غول زن غول پيکر غول پيکر غول پيکرى غول آسا غول آسايى غول صفت غول مانند غول يک چشم غول يا پهلوان يک چشم غول يا جن ساکن غار و کوه غول يا شخص بسيار بلند نره غول