@غيب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غيب پيش گويى و غيب گويى با ديدن ... از غيب آگاهى داشتن زن غيب گو عالم به غيب يا آينده علم غيب غيب گو غيب گوى نابيناى شهر ... غيب گويى غيب گويى کردن غيب گويى از روى خاک غيب گويى از روى سايه مرده غيب زدگى غيب شدن