@غير@15
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غير غير قابل تغيير و انحراف غير قابل تفکيک غير قابل تفوق غير قابل تقدير غير قابل تقسيم غير قابل تقسيم بودن غير قابل تقسيم بودن ... غير قابل تقليد غير قابل تقليل غير قابل تلخيص غير قابل تنفس غير قابل توصيف غير قابل توصيفى غير قابل توضيح غير قابل جبران غير قابل جراحى غير قابل جلوگيرى غير قابل حکايت غير قابل حرکت ساختن غير قابل حصول غير قابل حل غير قابل حمله غير قابل خريدارى غير قابل خوردن غير قابل درک واژه هاى شامل غير ـ (632) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26