@غير@16
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غير غير قابل دسترس غير قابل دفاع غير قابل ذوب غير قابل رد غير قابل رسوخ غير قابل رشد سريع غير قابل رويت غير قابل زنگ زدن غير قابل سرايت غير قابل سرزنش غير قابل شکستن غير قابل شرح غير قابل شمارش غير قابل شنوايى غير قابل شنيدن غير قابل ضمانت غير قابل طبقه بندى غير قابل عبور غير قابل عمق سنجى غير قابل غضب غير قابل فکر غير قابل فتح غير قابل فسخ غير قابل فسخ بودن غير قابل فهم بودن واژه هاى شامل غير ـ (632) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26