@غير@17
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غير غير قابل قبول غير قابل قبولى غير قابل قسمت غير قابل قلع و قمع غير قابل قياس غير قابل لغزش غير قابل لمس غير قابل محاسبه غير قابل مشاهده غير قابل مصرف غير قابل معاشرت غير قابل مقاومت غير قابل مقايسه غير قابل ملاحظه غير قابل منازعه غير قابل نظارت غير قابل نفوذ غير قابل نفوذ به وسيله نور غير قابل نفوذ به وسيله ى هوا غير قابل نفوذ در مقابل گاز غير قابل نفوذ دود غير قابل نفوذ يا حلول غير قابل نقض غير قابل نقض بودن غير قابل هضم واژه هاى شامل غير ـ (632) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26