@غير@24

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غير غير واقعى غير يکسان غير يهودى فشار خيلى ضعيف و غير عادى رگها فعال و غير فعال فلزات غير آهنى قند متبلور و غير قابل تخمير لرد يا اشرافى غير قابل توارث لغت غير مستعمل ... رشته مانند و غير محلول مال غير عينى ماليات غير مستقيم ... املاک مزروعى و غير منقول ... به طور قاچاق و غير مجاز مربوط به کرموسوم غير جنسى مردم غير روحانى مردمان غير سلتى انگليس مستقيم و غير مستقيم مشروب غير الکلى گاز دار معماى غير قابل حل مفسر غير مستقيم مفعول غير مستقيم ... محدود يا غير محدودى از ... موجود غير مقاون در مقابل ... موجود غير هوازى واژه هاى شامل غير ـ (632) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}