@غير@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غير جريان سريع و غير عادى جسم غير هادى جلسه غير رسمى براى مذاکره ... جماع غير طبيعى جنگجوى غير نظامى جنگجويان غير نظامى ... به چيزهاى غير قابل حصول جهش غير شرطى جهش غير مستقيم حکم غير قطعى و دو پهلو حادثه يا امر غير محتمل حالت غير طبيعى حالت غير طبيعى جنين حرکات غير ارادى اندامها حرکت غير ارادى حمله خنده غير قابل کنترل ... ناگهانى و غير قابل پيش ... حواله يا برات کتبى غير مشروط خاتمه غير عادى خاتمه يافته به طور غير عادى خاصيت غير طبيعى ... مريى و غير مريى ماوراء ... خروجى غير مستقيم خشک و غير شفاف شدن ملتحمه چشم ... بسيار بلند و غير عادى دارد واژه هاى شامل غير ـ (632) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}