@غير@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غير خودکار به طور غير ارادى خونريزى غير طبيعى رحم خيلى ريز و غير مريى با ميکروسکوپ ... که کشيش و غير کشيش در آن ... داراى گلبرگ هاى غير همشکل داراى ترکيبات غير مربوط و ... داراى دندانه هاى غير منظم داراى رنگ غير واضح داراى ساختمان غير مشخص داراى شخصيت غير سياسى داراى عقيده ناصحيح يا غير معمول داراى قسمت هاى غير متقارن داراى نعمت غير مترقبه داراى يک نوع هاگ غير جنسى ... ماده بزرگ و غير متحرک داراي برگ غير سوزنى دارايى غير منقول داروى بدون نسخه و غير مجاز دخول غير مستقيم در غير اين صورت در محلى غير از محل کار ... دستگاه غير اهمى دستورالعمل غير مستقيم دفاع غير نظامى ... داراى عدد اتمى غير مساوى واژه هاى شامل غير ـ (632) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26