@غيره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غيره پارچه آسترى مبل و غيره ... نماى مخصوص پرده و غيره ... حيوانات با کاه و غيره پر از تار عنکبوت و غيره پرز قالى و غيره پروپاکاندچى انتخابات و غيره پروانه هواپيما و کشتى و غيره ... و خواهر شوهر و غيره پشتى صندلى و غيره ... کردن زخم و گوش و غيره پوست خام گاو و گوسفند و غيره پوست فندق و بادام و غيره پوست فندق و غيره پوست نخود و غيره ... مثل صدف و حلزون و غيره پيشانى اسب و غيره پيشرو حاکم و غيره ... درعوض و به جاى و غيره ... درعوض و به جاى و غيره مثل ... معنى منفى يا خير و غيره پيه نهنگ و غيره که براى شمع ... چک چک باران و غيره ... آويختن لباس و غيره به کار مى ... چوب مخصوص روکش مبل و غيره چون روح بر خانه ها و غيره سرزدن واژه هاى شامل غيره ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9