@غيره@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غيره چيدن پشم گوسفند و غيره ... چرخ زدن اطفال و غيره گرفتن تلفن يا راديو و غيره ... موتور يا ماشين و غيره گلدان نقره و غيره گله گوسفند و غيره گنجه ظروف غذا و غيره گوشى تلفن و غيره که به وسيله ... ... ميوه و غيره را درقوطى ... ... روى پارچه و زخم و غيره ... مزه شراب و چاى و غيره ... ليمو و پرتقال و غيره کاهش رنگ دانه در پوست و غيره ... مراجعات علمى و ادبى و غيره ... چوبى مخصوص قلمکار و غيره ... موسسات عام المنفعه و غيره ... ترن و دليجان و غيره ... موسيقى يا راديو و غيره کيلومتر شمار اتومبيل و غيره آرايش ته فصل کتاب و غيره ... مسابقات يا نمايش و غيره احشاء خوراکى مرغ خانگى و غيره از لحاظ تصدى مقام و غيره ازدياد توليد يا سرعت و غيره ازدياد سريع قيمت و غيره واژه هاى شامل غيره ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9