@غيره@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غيره اعتصاب غذاى زندانيان و غيره اعداد روى درجه گرماسنج و غيره ... رشوه يا تهديد و غيره امر فوق العاده و غيره منتظره انبار کاه و جو و کنف و غيره ... تيغه پروانه موتور و غيره انقباض عضلات و غيره ... کنه و غريب گز و غيره ايستگاه اتوبوس و غيره با دندانه ماشين و غيره بريدن با ساعت مچى و غيره بازى کردن بازيکن ميدان فوتبال و غيره برگرداندن پلک چشم و غيره بستنى قيفى و غيره که بستنى فروش ... بستنى مخلوط با شربت و غيره ... بيد و غيره براى تزيين ... بند کفش و غيره را باز کردن بند آور خون و غيره ... يا چماق و غيره درآوردن بهدارى کشتى و دانشکده و غيره ... از قبيل خفچه و غيره ... مشروبات الکلى و غيره ... معرض نورو غيره قرار دادن تارى حاصل از اشک و غيره ... گرگ در اثر جادو و غيره واژه هاى شامل غيره ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9