@غيره@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غيره ... اتاق در مهمانخانه و غيره رقص مخصوصاً درتئاتر و غيره ... رودخانه و جنگل و غيره درنقشه ... مخصوص جعبه يا مبل و غيره روکشى با سيم و زر و غيره روده گربه و غيره که براى بخيه ... روده يا چشم و غيره را در آوردن روغن ترد کننده شيرينى و غيره روى چنگک گذاردن لباس و غيره زانويى مستراح و غيره تله ... لهستان و آلمان و غيره زمينه و طرح مشبک تورى و غيره زهر مار و عقرب و غيره زوال و فساد سلول و غيره ... بدلى مانند منجوق و غيره سکوب قابل حمل و نقل کشتى و غيره ساعت مچى و ديوارى و غيره ... پوشال حبوبات و غيره که با آنها ... ... جوشانده و شير و غيره ستاره شدن سينما و غيره سرازيرى کنار رودخانه و غيره سرويس مهمانخانه و غيره سقوط ناگهانى حکومت و غيره ... نصب روى نقشه و غيره سهيم و شريک در تجارت و غيره واژه هاى شامل غيره ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9