@غيره@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه غيره سوراخى را با شن و غيره پر کردن سوزن سرنگ و گرامافون و غيره سويچ قطع برق و غيره شاخى شدن پوست و غيره ... جانوران شب تاب و غيره ... مانند مواد مخدره و غيره صداى کبک و کودک شيرخوار و غيره ... دندان يا زير چرخ و غيره صف اتوبوس و غيره ... مخصوص تدريش زبان و غيره ... فلزى يا قطر سيم و غيره ... نور بر روى کاغذ و غيره ... سينمايى و غيره موجب صدا ... غيره مترقبه غيره مزروع ... مثل عجب و واه و غيره ... مخصوص صيد نهنگ و غيره ... يا طناب و غيره از يک سوى ... ... اتومبيل و هواپيما و غيره ... تشريفات نظامى و غيره قفل کيف و غيره قوطى حب دارو و غيره ... اتومبيل و دوچرخه و غيره لاستيک تويى اتومبيل و غيره لاشه کشتى و هواپيما و غيره واژه هاى شامل غيره ـ (223) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9