@فاصل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فاصل ... زمين حد فاصل بين نيروى ... جبهه حد فاصل بين دو توده ... ... که حد فاصل بين پروتون ... حد فاصل حد فاصل بين جمله طويل ... خط فاصل خط فاصل درنقشه هاى رنگى خط يا برآمدگى حد فاصل روال فاصل مجراى فاصل ... داراى خطوط فاصل مشخصى باشد ... که حد فاصل ميان هليکوپتر ... وصل کردن از راه فاصل ... کليسايى که حد فاصل بين آهنگ طبيعى ...