@فاصله@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فاصله فاصله بين تارهاى صوتى فاصله بين دو چيز فاصله بين دو بال هواپيما ... فاصله بين محور جلو ... فاصله حداکثر و حداقل ... فاصله خوردن فاصله خيلى کم فاصله دادن فاصله دار فاصله دار کردن فاصله داشتن فاصله رمز فاصله زمانى بين عبور ... فاصله سطرها فاصله سه گام فاصله سه آهنگ فاصله صدا رس فاصله علامتى فاصله فرعى فاصله معين فاصله ميان دو پرده فاصله ميان دو پرده نمايش فاصله ميان دو حرف فاصله ميان دوره يک ... فاصله همينگ واژه هاى شامل فاصله ـ (55) : 1 , 2 , 3