@فرارى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرارى گريزان و فرارى از کار تعاقب کشتى فرارى داراى خاصيت فرارى شخص فرارى شخص فرارى يا گريخته فرارى از خدمت نظام فرارى از قانون فرارى يا پناهنده اى ... ماده فرارى که به عنوان ... مهاجر فرارى مکزيکى