@فرانسوى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرانسوى پروتستان فرانسوى چاشنى سالاد فرانسوى گچ فرانسوى اصطلاحات و لغات ويژه فرانسوى دبيرستان فرانسوى دختر کارگر فرانسوى دوستدار اقوام گل و فرانسوى شيرينى آردينه فرانسوى فرانسوى پروتستان فرانسوى کردن فرانسوى شدن فرانسوى مآب کردن فرانسوى مآب شدن فرانسوى مآبى فرانسوى ماب شدن مرد فرانسوى مرغ کاکلى فرانسوى نوعى رقص سريع فرانسوى ... پياده نظام فرانسوى در الجزاير