@فراوان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فراوان آراستگى فراوان ... بزرگ و نوازندگان فراوان ... بيان تعجب فراوان به کار ... بسيار فراوان به طور فراوان به مقدار فراوان داراى گچ فراوان داراى موى فراوان فراوان بودن فراوان بودن در فراوان شدن فراوان يا شايع بودن محصول فراوان مقدار فراوان