@فرد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرد چيز يا فرد نادر ايجاد شده در خود فرد ... تفکر وضع روحى فرد را مورد مطالعه ... بررسى توازن فرد تشخيص فرد در جمع توازن فرد جانور فرد سم جوهر فرد داراى دو جوهر فرد دو فرد يا دو گروه خيلى مشابه فرد پرستى فرد گراى فرد گرايى فرد کردن فرد آزاده فرد بالش فرد ساکن حوضه قضايى لرد يا امير فرد سازى فرد معمولى فردا فرد ... مبناى رفتار و ادراکات فرد ماليات بر هر فرد متعلق به فرد مربوط به جوهر فرد ... و محيط فرد يا خانواده ... واژه هاى شامل فرد ـ (30) : 1 , 2