@فرد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرد چيز يا فرد نادر ايجاد شده در خود فرد ... تفکر وضع روحى فرد را مورد مطالعه ... بررسى توازن فرد تشخيص فرد در جمع توازن فرد جانور فرد سم جوهر فرد داراى دو جوهر فرد دو فرد يا دو گروه خيلى مشابه فرد پرستى فرد گراى فرد گرايى فرد کردن فرد آزاده فرد بالش فرد ساکن حوضه قضايى لرد يا امير فرد سازى فرد معمولى فردا فرد ... مبناى رفتار و ادراکات فرد ماليات بر هر فرد متعلق به فرد مربوط به جوهر فرد ... و محيط فرد يا خانواده ... واژه هاى شامل فرد ـ (30) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}