@فرزند@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرزند پيشوندى است به معنى فرزند اسحق فرزند حضرت ابراهيم اسمعيل فرزند ابراهيم و هاجر ... که به فرزند ارشد اختصاص ... بى فرزند تيتان فرزند پاپتوس جاد فرزند يعقوب و زلفه خداى آسمان فرزند زمين و ... در خور فرزند سام فرزند بزرگ نوح پيغمبر فرزند پريام فرزند پلوپس و برادر اتريوس فرزند کش فرزند آگاممنون فرزند آدم ابوالبشر که ... فرزند آزاد مرد فرزند آفروديت و انکسيس ... فرزند اديپوس فرزند ارشد فرزند جان فرزند حضرت يعقوب فرزند خواندگى فرزند خوانده فرزند رضاعى فرزند زن ساحره واژه هاى شامل فرزند ـ (35) : 1 , 2