@فرستادن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرستادن پرسش نامه فرستادن پى نخود سياه فرستادن پيام راديوتلگرافى فرستادن پيام راديويى فرستادن ... بر روى يک سيم فرستادن اشتباها فرستادن با پست فرستادن با راه آهن فرستادن يا سفر کردن با قايق الوارى رفتن يا فرستادن بزندان فرستادن به پيوست فرستادن به بهشت فرستادن به ماموريت فرستادن به مدرسه فرستادن به هوا فرستادن به وسيله بى سيم عکس فرستادن دوباره فرستادن ... مخصوص پايين فرستادن بار فرا فرستادن فرا فرستادن پذيرى فرستادن پول فرستادن دنبال نخود سياه قابليت فرستادن مجانا فرستادن وجه فرستادن
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}