@فرسوده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرسوده چيز فرسوده کهنه و فرسوده شدن فرسوده کردن فرسوده کردن زمين فرسوده در اثر باد و باران و هوا فرسوده در اثر دريا فرسوده شدن فرسوده و از بين رفته شدن قسمت هاى فرسوده را تعمير ...