@فرش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرش ... نماى مخصوص فرش يا رويه ... ... اى يا روميزى يا فرش آجر فرش با چوب فرش کردن با آجر کاشى فرش کردن با سنگريزه فرش کردن با موزائيک فرش کردن جاده سنگ فرش حصير يا فرش جلو در راه سنگ فرش شده سطح چيزى را فرش کردن سنگ فرش سنگ فرش کردن سنگ فرش کردن خيابان فرش کردن فرش کرده فرش کف اتاق فرش کف اتاق با چوب هاى مختلف فرش کن فرش رطوبت ناپذير فرش سنهى کردستان فرش مشمع