@فرقه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرقه پيمان رسمى ميان دو فرقه مذهبى راهب فرقه دومى نيکن ... يا درويشان فرقه فرانسيس مقدس عضو فرقه کويکر عضو فرقه اى از راهبان ... عضو فرقه اى از صليبيون ... عضو فرقه راهبان دومى نيکن عضو فرقه مذهبى به نام ... عضو فرقه مذهبى مخالف دولت عضو فرقه مسيحيان پروتستان فرقه گراى فرقه گرايى فرقه اى فرقه اى کردن فرقه اى که سخت پابند ... فرقه اى از پروتستان ها فرقه اى از پروتستان ... فرقه اى از مسيحيان مخالف تعميد فرقه بازى فرقه بودائيان طرفدار ... فرقه متصوفه اهل سکوت فرقه مذهى مورمن فرقه مسيحى متديست فرقه هاى مسيحى که ... فرقه يا جماعت مذهبى واژه هاى شامل فرقه ـ (33) : 1 , 2