@فرنگى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرنگى گوجه فرنگى کاسنى فرنگى کلاه فرنگى کنگر فرنگى کوکوى گوجه فرنگى آب نبات فرنگى آبگوشت غليظ گوجه فرنگى آبله فرنگى آرايش گيسو به صورت گوجه فرنگى انگور فرنگى اولکس فرنگى بنفشه فرنگى بوته توت فرنگى تره فرنگى توت فرنگى توت فرنگى درخت توت فرنگى درختى جريب فرنگى براى سنجش زمين جعفرى فرنگى حمام فرنگى خوراک رشته فرنگى خوراک رشته فرنگى پر از ... خوراک فرنگى که عبارت ... درکلاه فرنگى جا دادن رشته فرنگى واژه هاى شامل فرنگى ـ (48) : 1 , 2