@فرنگى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرنگى گوجه فرنگى کاسنى فرنگى کلاه فرنگى کنگر فرنگى کوکوى گوجه فرنگى آب نبات فرنگى آبگوشت غليظ گوجه فرنگى آبله فرنگى آرايش گيسو به صورت گوجه فرنگى انگور فرنگى اولکس فرنگى بنفشه فرنگى بوته توت فرنگى تره فرنگى توت فرنگى توت فرنگى درخت توت فرنگى درختى جريب فرنگى براى سنجش زمين جعفرى فرنگى حمام فرنگى خوراک رشته فرنگى خوراک رشته فرنگى پر از ... خوراک فرنگى که عبارت ... درکلاه فرنگى جا دادن رشته فرنگى واژه هاى شامل فرنگى ـ (48) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}