@فرنگى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فرنگى رشته فرنگى لوله لوله و کوتاه رنگ زرد فرنگى سوس گوجه فرنگى صندلى مستراح فرنگى عمارت کلاه فرنگى عود فرنگى فرنگى پدر و هندى مادر فرنگى ساز فرنگى مابى فلفل فرنگى شيرين لاجورد فرنگى لوبيا فرنگى ... شده در سس گوجه فرنگى ماه چهارم سال فرنگى مته فرنگى مشتق از کوشک فارسى کلاه فرنگى ... سوس گوجه فرنگى درست مى ... نام ماه يازدهم سال فرنگى نخود سبز فرنگى نخود فرنگى نمک فرنگى اصل نوعى رب گوجه فرنگى فلفل دار نيل فرنگى واژه هاى شامل فرنگى ـ (48) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}