@فروختن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فروختن آخرين وسايل بازمانده را فروختن ارزان تر فروختن ارزان فروختن با تخفيف فروختن به ب هاى کمترى فروختن بيشتر يا بهتر فروختن از جار زدن و جنس فروختن جنس را بقيمت خيلى ارزان فروختن دوباره فروختن مفت فروختن يکجا فروختن