@فشار@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فشار فشار دادن فشار دهنده فشار زا فشار سخت فشار سنج فشار سنج آبگونه و مواد منفجره فشار سنج نمودار درجه فشار جوى فشار قوى فشار موتور فشار نا پذير فشار هوا فشار هواى داخل سفينه ... فشار و زور در امرى فشار وارد آوردن بر ماشين فشار ... اى که با فشار دست يا ماشين ... ... گذارنده و فشار مى دادند ... به وسيله فشار بخار آماده ... هم فشار ... تهويه مقاوم با فشار هوا وابسته به سنجش فشار هوا واحد فشار جو برابر يک ... واحد فشار هوا واژه هاى شامل فشار ـ (73) : 1 , 2 , 3