@فشرده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فشرده کار کننده باهواى فشرده بشکه يا استوانه محتوى گاز فشرده به طور فشرده به هم فشرده ... که با هواى فشرده کار مى کند ... به هم فشرده پياده نظام ... ديسک فشرده فشرده کردن فشرده سازى فشرده نشدنى فشرده و مختصر فشرده و نافشرده کننده ناهم فشرده کردن هم فشرده کردن