@فضاى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فضاى بخارى مخصوص گرم کردن فضاى آزاد فضاى کار فضاى آزاد فضاى احاطه کننده فضاى اشکوب فضاى اشغال شده به وسيله ماده فضاى اطراف هر جسمى فضاى باريکى درچاپ فضاى باز فضاى بين دواير متحد المرکز فضاى تهى فضاى خارج از منضومه شمسى فضاى خارج از هوا يا جو زمين فضاى خالى فضاى داخل خليج يا درياچه فضاى راکد فضاى زياد فضاى زير زمين فضاى صحن فضاى فرعى فضاى ماوراء جو فضاى مجوف فضاى مرده فضاى ميان جنگل فضاى نامحدود واژه هاى شامل فضاى ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}