پرّ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم آنچه بر تن پرندگان روید و از بدن آنها در سرما و گرما محافظت نماید و همچنین تشکیل دهنده بال آنها جهت پرواز.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ample ; cilium ; feather ; fin ; flown ; fopfull ; fraught ; full ; laden ; loaded ; padded ; plenum ; plume ; populous ; rife ; rounded ; suffusive ; topful ; topfull واژه هاى شامل پر ـ (352)