@فلز@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فلز ... دادن حرارت فلز در اثر ... گراور سازى روى فلز روى کارخانه گداز فلز کارخانه ذوب فلز ... شدن حرارت فلز هنگام تغيير ... آب فلز دادن ... با چند فلز ديگرکه براى ... آلياژ فلز مرکب ... اکسيژن و فلز آن برابر ... با فلز پوشاندن تکه فلز تکه فلز خام ترکيب فلز بافلز گرانبها ترکيب فلزى با فلز پست تر ترکيبى مانند فلز برنج خاتم کارى باصدف يا فلز خداى آتش و فلز کارى ... الکترون از فلز در اثر ... داراى ظاهرى شبيه فلز روى داراى يک فلز سنگ داراى فلز شبه فلز شبيه فلز برنج شبيه فلز روى صداى به هم خوردن فلز واژه هاى شامل فلز ـ (57) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}