@فلزى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فلزى صفحه فلزى ساز صفحه فلزى مخصوص ضرب سکه صفحه فلزى يا چوبى متصل ... ضخامت ورق فلزى يا قطر ... ظروف فلزى عنصر فلزى عنصر فلزى سخت و آبى ... عنصر فلزى مشتق از آلومينيوم غير فلزى فلزى کردن فلزى کمياب فلزى از جنس کروم فلزى سخت و خاکسترى رنگ فنجان فلزى لوله فلزى کوتاه ماده فلزى سخت و شکننده ... اتصال دوياچند ورق فلزى مسکوک فلزى مطالعه آلياژهاى فلزى ميله فلزى نقاشى رنگ و روغن روى ظرف فلزى نوک فلزى بند کفش نوک فلزى بندکفش نوار فلزى نوعى کترى فلزى واژه هاى شامل فلزى ـ (51) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}