@فلس@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فلس پوشيده از فلس پوشيده از فلس هاى بزرگ پوشيده از فلس يا پولک به شکل فلس حشره فلس بال داراى باله هاى فلس دار داراى فلس هاى ريز داراى فلس هاى سخت و براق ساختمان فلس مانند فلس بالان فلس دار فلس فلس فلس مانند مثل فلس ماهى روى هم چيدن مورچه خوار فلس دار هيماليا