@فلسفه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه فلسفه پيرو فلسفه ايده آلى شدن پيرو فلسفه بدبينى پيرو فلسفه رواقيون پيرو فلسفه عملى ... وابسته به فلسفه فيثاغورث يونانى پيروى از فلسفه اشراقى پيروى از فلسفه قدرى و جبرى اصول فلسفه مانى روش يا فلسفه رمز و سر ... تعليم و فلسفه مذهبى قرون ... طرفدار حکمت و فلسفه افلاطون عين گرايى فلسفه مادى فرضيه و فلسفه ى عرضى فرضيه ى فلسفه ى فلسفه اپيکورى فلسفه افلاطون فلسفه انتخاب اصلح در طبيعت فلسفه انتظام گيتى فلسفه اى که اراده ... فلسفه ايده آلى شدن فلسفه بدبينى فلسفه تقديرى فلسفه جبرى فلسفه جوکى فلسفه خارج جهان مادى واژه هاى شامل فلسفه ـ (60) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}